تبليغاتX
شيرين مثل عسل


شيرين مثل عسل

(تفکر مثبت همچون هواپیمایست که سریعا شما را به موفقیت می رساند.(مسعود صفایی



سلام.حالتون چطوره؟

امروز یه داستان بسیار زیبا و رمانتیک براتون نوشتم از کتاب "کیمایگر" که نویسنده اش "پائولوکوئلیو" است.مطمئنم که از خوندش لذت می برین. 

جوانی هر روز می رفت تا زیبایی خود را در دریاچه ای تماشا کند.چنان شیفته ی خود می شد که روزی به درون دریاچه افتاد و غرق شد.در جایی که به آب افتاده بود،گلی رویید که "نرگس"نامیدندش.

وقتی نرگس مرد،الهه های جنگل به کنار دریاچه آمدندکه از یک دریاچه ی آب شیرین،به کوزه ای سرشار از اشک های شور استحاله یافته بود.

الهه های جنگل پرسیدند:((چرا می گریی؟))

دریاچه گفت:((برای نرگس می گریم.))

الهه ها گفتند:((آه،شگفت آور نیست که برای نرگس می گریی...)) و ادامه دادند:((هر چه بود با آن که همه ی ما همواره در جنگل در چی اش می شتافتیم، تنها تو فرصت داشتی از نزدیک زیبایی اش را تماشا کنی.))

دریاچه پرسید:((مگر نرگس زیبا بود؟))

الهه ها شگفت زده پاسخ دادند:((چه کسی بهتر از تو این حقیقت را می دانست؟هر چه بود، هر روز در کنار تو می نشست.))

دریاچه لختی ساکت ماند.سرانجام گفت:((من برای نرگس می گریم، اما هرگز زیبایی او را درنیافته بودم. برای نرگس می گریم، چون هر بار از فراز کناره ام به رویم خم می شد، می توانستم در اعماق دیدگانش، بازتاب زیبایی خود را ببینم!))

تا بعد.

نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 21:51 توسط آبجی| |

سلامممممممممممم.چطورین؟؟؟خوبین؟خوشین؟سلامتین؟

عید آمد و عید آمد با جشن و سرور آمد...(بقیه اش هم بلد نیستم)

عید سعید فطر رو به همه شماها تبریک می گم.نماز و روزه هاتون هم قبول باشه.

این یه دسته گل تقدیم به شماها که خیلی گلین.

واسه امروز یه مطلب جالب و خوندنی واستون گذاشتم که خیلی جالبه.امیدوارم که ازش لذت ببرین.

از کسانی هم که لطف می کنن و نظر میدن خیلی خیلییییی ممنونم.

پاینده باشین.تا بعد

The strength of a man isn't seen in the width of his shoulders.
It is seen in the width of his arms that encircle you.
قدرت و صلابت يه مرد در پهن بودن شونه هاش نيست

بلکه در اين هست که چقدر ميتوني به اون تکيه کني و اون ميتونه تو رو حمايت کنه

 

The beauty of a woman
Must be seen from her eyes,
Because that is the doorway to her heart,
The place where love resides.
زيبايي يه زن بايد از چشماش ديده بشه

به خاطر اين که چشماش دروازه ي قلبش هستند جايي که منزلگه عشق ميتونه باشه

 

The strength of a man isn't in the deep tone of his voice.
It is in the gentle words he whispers.
قدرت و صلابت يه مرد اين نيست که چقدر بتونه صداش رو بلند کنه

بلکه در اينه که چه جملات ملايمي رو ميتونه تو گوشات زمزمه کنه

 

The beauty of a woman
Is not in a facial mole,
But true beauty in a woman
Is reflected in her soul.

زيبايي يه زن به خط و خال صورتش نيست

بلکه زيبايي واقعي يه زن ..انعکاس در روحش داره

 

The strength of a man isn't in the weight he can lift.
It is in the burdens he can understand and overcome.

قدرت و صلابت يه مرد به اين نيست که چه وزنه سنگيني رو ميتونه بلند کنه

بلکه بستگي به مسائل و مشکلاتي داره که از پس حل اونا بر بياد

 

Lucky is the man who is the first love of a woman,
but luckier is the woman who is the last love of a man

خوشبخت مردي هست که اولين عشق يه زن باشه

اما خوشبخت تر زني هست که آخرين عشق يه مرد باشه

 

نوشته شده در جمعه بیستم مهر 1386ساعت 23:41 توسط آبجی| |

 خدا را شكر كه تمام شب صداي خرخر شوهرم را مي شنوم . اين يعني او زنده و سالم در كنار من خوابيده است


I am thankful for the husband who snoser all night, because that means he is healthy and alive at home asleep with me

 

خدا را شكر كه دختر نوجوانم هميشه از شستن ظرفها شاكي است.اين يعني او در خانه است و در خيابانها پرسه نمي زند


I am thankful for my teenage daughter who is complaining about doing dishes, because that means she is at home not on the street

 

 خدا را شكر كه ماليات مي پردازم. اين يعني شغل و در آمدي دارم و بيكار نيستم


I am thankful for the taxes that I pay , because it means that I am employed

 

 خدا را شكر كه لباسهايم كمي برايم تنگ شده اند . اين يعني غذاي كافي براي خوردن دارم


I am thankful for the clothes that a fit a little too snag , because it means I have enough to eat

 

خدا را شكر كه در پايان روز از خستگي از پا مي افتم.اين يعني توان سخت كار كردن را دارم


I am thankful for weariness and aching muscles at the end of the day, because it means I have been capable of working hard

 

 خدا را شكر كه بايد زمين را بشويم و پنجره ها را تميز كنم.اين يعنی من خانه ای دارم


I am thankful for a floor that needs mopping and windows that need cleaning , because it means I have a home

 

خدا را شكر كه در جائي دور جاي پارك پيدا كردم.اين يعني هم توان راه رفتن دارم و هم اتومبيلي براي سوار شدن


I am thankful for the parking spot I find at the farend of the parking lot, because it means I am capable of walking and that I have been blessed with transportation

 

 خدا را شكر كه سرو صداي همسايه ها را مي شنوم. اين يعني من توانائي شنيدن دارم


I am thankful for the noise I have to bear from neighbors , because it means that I can hear

 

خدا را شكر كه اين همه شستني و اتو كردني دارم. اين يعني من لباس براي پوشيدن دارم


I am thankful for the pile of laundry and ironing, because it means I have clothes to wear

 

 خدا را شكر كه هر روز صبح بايد با زنگ ساعت بيدار شوم. اين يعني من هنوز زنده ام


I am thankful for the alarm that goes off in the early morning house, because it means that I am alive

 

خدا را شكر كه گاهي اوقات بيمار مي شوم . اين يعني بياد آورم كه اغلب اوقات سالم هستم


I am thankful for being sick once in a while , because it reminds me that I am healthy most of the time

 

 خدا را شكر كه خريد هداياي سال نو جيبم را خالي مي كند. اين يعني عزيزاني دارم كه مي توانم برايشان هديه بخرم


I am thankful for the becoming broke on shopping for new year , because it means I have beloved ones to buy gifts for them

 

خدا را شكر...خدا را شكر...خدا را شكر


Thanks God... Thanks God...Thanks God

 

با تشکر از بوف کور

نوشته شده در جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 22:37 توسط آبجی| |

سلام به همگی

امیدوارم روز خوبی رو پشت سر گذاشته باشین.من از کتابی به نام(گلی از گلشن نور) یه تعداد ضرب المثل های قرآنی بسیار زیبا پیدا کردم که حیفم اومد اونارو برای شما ننویسم. البته تعدادش زیاد بود و من سعی کردم اونایی رو که به گوش همه آشناست رو براتون بنویسم.بخونید و ازش لذت ببرین.

انگشت حسرت به دندان گرفتن

عَضِّوا علیکم الانامِلَ مِنَ الغَیظ             (جزء 4 \ آل عمران 119)

از شدن خشم سر انگشتان خود را به دندان می گزند.

 

از ترس قالب تهی کردن

کَالَّذي یغشی علیه مِنَ الموت                   (جزء 21 \ احزاب 19)

گویی می خواهند قالب تهی کنند.

 

از ترس چشم هایش از حدقه درآمد

تـَدُورُ اَعیُنُهم                                 (جزء 21 \ احزاب 19)

چشم هایشان در حدقه می چرخند.

 

دیو چو بیرون رود فرشته درآید

جاء الحّق و زَهَقَ الباطِل اِنَّ الباطِلَ کانَ زهوقاً               (جزء15 \ اسرا 81)

حق آمد و باطل نابود شد و همانا باطل نابود شدنی است.

 

و در آخر هم جا داره تا از دوستان خوبم به خصوص آقا احسان که به من سر می زنند و با نظرات پرمحبتشون به من دلگرمی می دهند، تشکر کنم.

بدرود. 

 

نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 22:20 توسط آبجی| |


Design By : Night Skin